ترجمه: گفتمان

به عنوان یک اصطلاح رایج، گفتمان هر نوع ارتباطت شفاهی به معنای عامی را در بر می گیرد . مانند گفتمان عیسی با مردم.

اگر چه گفتمان معنای بسیار گسترده ای دارد اما مقصود از آن بیشتر سخنی است که میان افراد و یا فرد و یک گروه انجام می شود.به عنوان یک عبارت تئوریک و نظری، گفتمان در طول قرن بیستم از اهمیت به سزایی برخوردار شده است. هم در رشته های جدید علمی و  مانند زبان شناسی و هم در مطالعات متاخر ارتباطات (ارتباطات هم به عنوان یک حوزه و هم به عنوان یک رشته علمی)

این اصطلاح به دو معنای متفاوت به کارمی رود:

الف ) زبانی : معنای اول به بسط ارتباطات ؛ آنسوی واحد های کوچکی که به وسیله روش های سنتی تحلیل زبانی آزموده شده اند اشاره دارد و

ب) اجتماعی:  معنای دوم به خاستگاه اجتماعی و برآیند ارتباطات توجه دارد

گفتمان و اجتماع:

نخستین معنا از گفتمان - واحد ارتباطی که از جمله بزرگ تر است- به این سمت گرایش دارد تا بر معنای دوم –ارتباطات به مثابه امری رسوخ کرده در جامعه- دلالت کند. که این معنی بیش از شمارش زبانی ، مستلزم توصیف است.

فهم آستین(1962) از عمل گفتار به عنوان یکی از کلید های اثر گذار بر نظریات گفتمانی قابل ملاحظه است.

آستین می گوید: اظهارات تمامی جملات به ایفا کنندگی نقش گفتاری تمایل و گرایش دارند، حتی اگر آنها به نحو دیگری انگاشته شوند، این پیش زمینه ای است برای مطالعات گفتمانی معاصر: گفتمانی که هدفی بلاغتی دارد.

به عنوان هدفی بلاغتی و شیئه ای اجتماعی، معنای گفتمان بیشتر با دو مفهوم در حوزه ارتباطات آنهم فراسوی جملات مرتبط است است:

متن: یک مفهوم نظری خنثی و بی طرف است که به رشته ای از نشانه های کلامی و غیر کلامی اشاره دارد- یعنی پارارگراف های نگاشته شده ، فیلم ها ، نقاشی ها ، اشکال، ژست ها و ...-

یک تحلیل ممکن است به یقیقن برسد که متون مشابه قسمت هایی از قالب بلاغت اند یا اینکه به شیوه های استدلالی و همراه بلا دلالت ایدئولوژیک در آمده اند.

ژانر، گروهی از متونی که ویژگی های خاص و همچنین چیزهایی که برای مخاطبان و اهداف خاصی شکل یافته اند و به اشتراک گذاشته اند را از هم تفکیک می کند.

گفتمان های اجتماعی، متون و ژانر ها رگه هایی از قدرت را ردر بر  می گیرند.

در حالی که معنای ضمنی در فهم پیشین از گفتمان وجود داشت، قدرت به عنوان جزء تشکیل دهنده و لاینفک کار های میشل فوکو تعریف شده بود.

امروزه ارجاع برای فهم اجتماعی از گفتمان تا حدی میسر شده است.. فوکو(1980) تقدم رهبری ارتباطات را که در آن مفهوم قدرت در گفتمان گنجانده شده باشد را پیشبینی کرده بود .

به این دلیل که جملات و قالب ها ظرفیت لازم را نداشتند، قدرت اغلب در یک شیوه بدون فروم و حالت و در قالب گفتمان استعمال شد.

اگر چه گفتمان ها امکانی را برای آنچه گفته و یا اندیشیده می شود فراهم کردند، هر نهادی، همچنین تعیین می کند آنچه را که در حقیقت در این کره خاکی و در یک جامعه خاص  بیان شده و یا در مورد آن اندیشیده می شود .

چنین گفتمان هایی ، در برگیرنده مشخصات فیزیکی افراد، آموزش، جنسیت، سلامت عمومی و ... می گردد.

علاوه بر این هر گفتمان، بر اساس گفته های فوکو ، به وسیله تسهیل کننده های تکنولوژیکی حمایت می شود این تکنولوژِ است که بقاء آن را تضمین می کند که این امر با کمترین مراقبت و نظارت انسانی رخ می دهد.

ایبن فهم از گفتمان، شانی از قرائت گفتمانی را در بر می گیرد.یک گفتمان فقط شامل مراوده و تبادل گفتگوپیرامون یک چیز مربوط نمی شود، چیزی که محصول و نتیجه یک دانش است.شان اجتماعی تفسیر گفتمان، حداقل در کارهای وولوسینو[1] (دهه 1920) قابل رهگیری است. وی تاکید می کند که ارتباطات شفاهی(گفتاری) نزد مردم از اهمیت بیشتری برخوردار است نسبت به آنچه آنها پیرامون تبادل اطلاعات و خروج از وضعیت فعلی می خواهند.

گفتمان، اعمال بازنمایی جهت دارد، و به طور دقیق تر خلق واقعیلات را در مجموع شامل می شود. به این دلیل که نظریات مرتبط با گفتمان، استدلال های بازنمایی را آنقدر قدرتمند در شکا دهی به جهان در نظر می گیرند که گفتمان گاهی به معنای (به جای) ایدئولوژی به کرا  گرفته می شود .

 

 


[1] -Volosinov

/ 0 نظر / 27 بازدید