ترجمه: رسانه به مثابه کنشگری سیاسی

سیاسی بودن امری صرفا مختص روزنامه نگاران نیست. این به طور عمده در مشاغلی که به گردآوری و انتشار اخبار روزانه پرداخته و نیز کسانی که خود را بیش از طرفداران احزاب سیاسی حرفه ای جلوه می دهند وجود دارد .

بر اساس گفته مک کوئیل(1994،145)"اهمیت کار روزنامه نگاران به تمرینی از یک کار عملی بستگی دارد که نائل آمدن به آن نیازمند رهایی از وابستگی به اطلاعات نهاد های رسمی و انجام توصیف با درجه بالایی از عینیت است که به نگرش بیطرفانه می انجامند  "

حتی چارچوب های سیاسی ای که روزنامه نگاران به منظور پوشش سیاسی به کار می برند، به طور معمول بر ذینفعان از سیاست تمرکز نکرده است .  تضاد سیاسی و پیروزی از جمله چارچوب های ترجیح داده شده توسط روزنامه نگاران است . در بسیاری از نظام های دموکراسی مآب، سوال از سیاست – که اغلب در صدر اخبار می آید- اغلب نمایانگر پشت پرده ای از دعواهایی است که بر سر منفعت سیاسی اتفاق می افتند.

این یک اشتباه است. اگر چه  این کار با هدف تعدیل متعصبین سیاسی و نیز به عنوان جزء ناچیزی از روزنامه نگاری مدرن باشد.

بسیاری از روزنامه ها در اروپا و نقاط دیگر در انجام امر فوق یکسان بوده و هم ایده عمل می کنند. البته، آنها در موارد مهم متفاوت از روزنامه های متعصب قدیمی عمل می کنند . عایدات مالی تامین شده توسط گردش کار و تبلیغات ، دولت یا کمک های حزب ، اخبار را به طور حرفه ای تولید می کند . با این حال این روزنامه ها اکسیر حیات خود را در تکیه بر متعصبان خود و وفاداری این خوانندگان متعصب می بینند و نه در انتشار کامل اخبار مربوط به نزاع میان احزاب. برای مثال در آلمان، ایتالیا و کره، گاهی ساختار رسانه های این کشور ها به احزاب اجازه می دهد که در تصمیم گیری پیرامون اخبار دخیل باشند . کولین سیمور (1974) منظور از مفهوم "مساوات احزاب- مطبوعات" را بیان رابطه بین تشکیلات تولید خبر  و گروه هایی می داند که برای اخذ امتیاز های سیاسی تلاش می کنند. 

در تحقیقی اخیر، هالین و مانسینی[1] رابطه ای تنگاتنگ را میان مطبوعات و احزاب در کشور های مدیترانه ای توصیف کرده اند که این رابطه نسبت به کشور های واقع در شمال و جنوب اروپا بسیار بیشتر است .

اگر چه رابطه و تلازم میان سازمان ها و احزاب بسیار ضعیف و یا حتی اصلا وجد ندارد، اما خود روزنامه نگاران گاهی از میان اخبار خود به دستور جلسات احزاب بپردازند.  

بهانه«پنهان کاری» در بسیاری از کشور ها ،بر اساس اهمیت دادن به ارائه ظاهری درست از امور است که این تا اندازه ای به این دلیل است که بیشتر روزنامه نگاران از نظر سیاسی متمایل به چپ هستند.

برای مثال کپلینگر[2](1991)روزنامه نگاران متعصبی را یاد می می کند که تمایل داشتند مسائل را به صورت خاص بزرگ نمایی کنند. آنها اصطلاح «واقع نمایی ابزاری[3]» را برای توصیف این الگو به کاربردند. پیترسون و دونس باچ (1996) پس از مطالعه پیمایش در پنج کشور ، در یافتند که در هر کشوری تعصب و هواخواهی روزنامه نگاران با با پنداشته های خبری آنان مرتبط است.

یافته های محققین حاکی از این بود که که تاثیرات تعصبات و هواخواهی آنان بسیار کم تر از تاثیرات هنجار ها و میثاق حاکم بر روزنامه نگران در خبر سازی بود. به عنوان مثال اخبار خبر نگاران و خدوات خبری سازمان ها برای کسب مشروعیت قانونی،بیشتر همسو با قدرت حاکم بر آنان بود تا تعصب و روح حزبی گرایی.

بنست(1990) یافته ای را گزارش کرد مبنی بر اینکه اخبار بیشتر برای بحث و تبادل نظر نخبگان تنظیم شده تا عامه افکار عمومی. مگر اینکه مخالفت قابل ملاحظه ای در میان مراجع قدرت وجود داشته باشد.

اخبار همانند وضعیت برجسته سازی موضوعات را پوشش می دهد . برای مثال انتمن(2003) خاطر نشان می سازد، عمل رسانه های خبری شبیه به پروپاگاندایی است که یکی از احزاب انجام میدهد. به عبارت دیگر ، فقدان یک نظر مورذد اتفاق، محدوده و برد صداهای مختلف را افزایش داده است که در این میان صدای افراد و گروه هلای دولتی ، در اخبار منعکس می شود که در این میان نخبگان همچنان بر سر انتقاد هایی که روزمنامه نگاران از قدرت می کنند به بحث و نزاع می پردازند.      

بر اساس مطالعه گسترده ای که در ایالات متحده، انگلیس، آلمان و سوئد صورت گرفت، مشخص شد که حمله روزنامه نگاران در حال افزایش است و زمانی که مراجع قدرت و حکومت در  تضاد و مغایرت با هم به سر می برند، روزنامه نگاران مختلف سعی می کنند رهبران هر دو جناح قدرت را مورد نقد و نکوهش قرار دهند که انگیزه، روش و تاثیرگذاری آنان هنوز جای سوال دارد.

بر اساس مطالعات انجام شده در سوئد، وسترس تال و جان سون(1986) ئدریافتند که این روند رو به رشد به عنوان یک (ایدئولوژی خبری) با این پنداشت مرتبط است که سیاسیون در پی منافع و خدمت به خود اند و این در ادراک روزنامه نگاران حرفه ای ای ریشه دارد که عهده دار رصد وضعیت قدرت هستند.

البته در جاهای دیگر، سیاست رسانه ای یک سویه است چرا که وابستگی ها بر حسب سود تبلیغاتی است و در جریان خبری غالب، یگانه راه برای گام نهادن در این مسیر است.

طبق آنچه که هامیلتون (2004) بیان می دارد، اخبار یک «اطلاعات مناسب» یا یک شیء قابل فروش به تبلیغات چی ها و مخاطبین خواهد بود.

سازمان های خبری، به جستجو و یافتن اطلاعات خصوصی و محرمانه شرکت ها نمی پردازند .

سازمان های خبری و روزنامه نگراران، بهاندازه ای که قدرت شرکت ها را نادیده می گیرند ، آن را ترویج نمی کنند.

تاجران و سرمایه داران ، راه فرار را بریا مذاکرات خود باز گذاشته اند بینسان که به تداوم تمایز میان قدرت بازار و قدرت حکومت کمک می کنند.


[1] -  Hallin & Mancini

[2] - Keplinger

[3] - instrumental actualization

/ 0 نظر / 14 بازدید