غرب از رویا تا واقعیت (جلد 7) استعمار مدرن (جهانی شدن یا جهانی سازی؛ آثار و پیا

آیا ما واقعا یک دهکده جهانی می خواهیم ؟

استفن ال. تالبوت

«سیم کشی کردن جهان » از الزاماتی تجارت ازاد است و از این منظر ، دهکده جهانی، عبارت است از «فروشگاه جهانی» که به جای آرامش روستایی به سرگشتگی بشری دامن می زند. تا جایی که روستایی بی رحمانه با روستایی دیگر رقابت می کند .  در این دهکدعه ؟، آنچه ما صادر می کنیم ، دیگر تنها تولیدات مختلف فنون غربی نیستند، بلکه خود فنون غربی به تکنولوژی صادراتی تبدیل شده است. این صادرات را در شکل سیستم های هوشمند می توان مثال زد.

اگرموارد دیگر را کنار بگذاریم  همین مفهوم «دهکده جهانی» نوعی از  تمامیت خواهی جهانی وجود دارد. این دهکده آشکارا یک چیز را به ما می قبولاند. :  این که به هر چیز بومی حمله کنیم ....

معنای جهانی سازی برای کشور های کوچک

ماهاتیر محمد

گفتگو های فراوان در مورد جهانی سازی نشان دهنده این است که در یک فرایند یا از سوی یک کشور تلاش می شود آینده کره زمین رقم بخورد. از سوی دیگر ، ما با افراد زیادی رو به رو هستیم که با وجود زندگی در کشورهای کوچک ، به سرزمین خود تعلقی نخواهند داشت و البته در تعیین سرنوشت آینده خویش سهمی نخواهند داشت. در سایه جهانی شدن کشور های کوچک ملیت خود را فرامو ش می کنند. در بعد اقتصادی، عده ای معتقد اند که با رشد جهانی سازی ، کشور های فقیر هم می توانند در بازار های جهانی حضور یابند ، ولی در صحنه عمل این کشور های ثروتمند هستند که بدون هیچ محدودیتی توانسته اند جایگاه خود را در کشوره ای فقیر تثبیت کنند.  چرا که جهانی سازی کنونی سبب بی دفاع شدن کشور های توسعه نایافته و ناتوانی آنان در حفظ میهن خویش می شود ، در حالی که در جهانی سازی صحیح ، این فرایند باید سبب رشد سرمایه گذاری خارجی در  کشور های در حال توسعه شود.

آمریکایی کردن، جهانی کردن و سکولاریزه کردن: همسان شدن ساختار رسانه های آمریکا و اروپا

دانیل سی. هالین و پائولو ماسینی

بر پدیده  همانند سازی ساختارهای رسانه ای جهانی، نخستین بار به عنوان یک موضوع علمی در ادبیات امپریالیسم فرهنگی ، متعلق به دهه های 1960 و 1970 تاکید شد. نظریه امپریالیسم فرهنگی ، آشکارا بر  نظریه نفوذ خارجی مبتنی بود . براساس این نظریه ، همانند سازی ، محصول تسلط فرهنگی غرب است .  توسعه جهانی صنایع رسانه های جمعی که در کشور های سرمایه داری توسعه یافته به ویژیه در ایالات متحده قرار دارند، سبب تخریب فرهنگ های بومی می شوند و یک دسته از اشکال فرهنگی منفرد و استاندارد شده را که با سرمایه داری مصرفی و استیلای سیاسی آمریکا پیوند خورده است ، جایگزین آنها می کنند .آشکار است که رسانهه ای گروهی نقش مهمی در روند تغییرات سیاسی بازی می کنند . در عقیقت مرکزیت یافتن فزاینده رسانه های جمعی در روند ارتباطات سیاسی ، در بسیاری از تعریف های مربوط به آمریکایی کرده یا مدرن کردن و در بیشتر استدلال های مربوط به تغییر سیاسی ، به عنوان یک موضوع محوری مطرح است.

جهانی شدن و پیامد  های آن

هری آرتورز

«جهانی شدن و پیامکد های آن»  موضوع سخنرانی پرفسور هری آرتورز است  که در میان جمعی از استادان و دانشجویان کانادایی دانشگاه «اسگدهاول» ایراد شده است:

اجاره دهید سخنانم را  با تعریفی از جهانی شدن آغاز کنم . عالمان علم اقتصاد سیاسی ، جهانی شدن را نوعی نظم اقتصادی می دانند که در آن ، جریان سرمایه ، تولید ، تجارت و اصلاعات بدون کمترین الزام و فشاری از ناحیه مرزهای جغرافیایی و حاکمیت دولت ها به سوی اهداف منطقی خود در حال حرکت هستند، در این پرسه، تلفیق مواد خام  ونیریم انسانی ارزان کشور های جهان سوم با سرمایه گذاری ، فرن آوری و مهارت های مدیریتی کشور های صنعتی سبب به حرکت درآمدین چرخ های تولید و گشوده شدن بازار های مصرف جهانی شده است .  جهانی شدن ، بازار مکاره ای است که تولید کنندگان و فروشندگان آن در تکاپوی اغوای مشتریان هستند و در سوی دیگر، مشتریانی که با دمیده شدن روح مصرف گرایی به کالبدشان، هر روز خواسته های جدید تری را بر تولید کنندگان تحمیل می کنند .

شش یادداشت کوتاه دربارهخ جهانی شدن

1-      غرب و جهانی شدن: کودتایی مخفی:

از جمله مهم ترین رویداد های کنونی جهان ، «جانی شدن» است. در چنین سیستمی جانی ، سلطه بر ملتی خاص، معنای خود را از دست داده است و قدرت اصلی تصمیم گیری به رژِمی سپرده سده است که پایه و اساس آن ، بین المللی است و ثروتمندان آن را اداره می کنند . سرچشمه و منبع قدرت این نظام،  از آنچه به اصطلاح «تجارت آزاد » نامیده می شود و از شرایطی پدید آمده است که همیشه مکمل وام هایی است که به کشور های جهان سوم داده می شود . تجارت آزاد در حقیقت یک اب ترووا است. 

2-      جهانی شدن و کشور های جهان سوم : استثمار با نامی جدید:

ایزای بومن، اولین شخصی بود که بریا حل مشکل کنترل مناطق ضعیف تر – به صورتی که این استیلای استعماری ، آشکار نباشد- نظریه ای بیان کرد. در ماه می سال 1942 وی در جمع سران چنین اظهار داشت:«ایالات متحده باید از سیاست اجتناب از هرگونه برخورد استعمار طلبانه ای پیروی کند و با قدرت به تامین امنیت بپردازد.» استدلال وی این بود که بار استفاده از این قدرت ، باید از قالب شخصیت های بین المللی استفاده کرد و از طریق اتحاد ملل پیش رفت.

3-      ارتشی برای دنیای جدید:

امپریالیسم همیشه برای به دست آوردن منترل بر مردم زیر سلطه خود ، به نیروی نظامی نیاز دارد. بعد از سال 1945 ، ایالات متحده ارتشی آزاد برای جهان ساخت که معمولا بار دوستان و طرفداران غرب استفاده می شد. این ارتش جهانی شامل صدها ارتش و مداخله های پنهان و سری در گوشه و منار جهان می شد. برای اجرا کردن برنامه های صندوق بین المللی پول و امپریالیسم، چنین مداخله هایی در نظام دیگر ملل لازم بود و سیستم جدید به همین منظور شکل گرفت. این کار نیز قسمتی از روند جهانی شدن بود .

4-      جهانی شدن اقتصاد: دزدی آشکار ثروتمندان

5-      رمز گشایی تبلیغات : مجاز در برابر حقیقت

پادشاه لباسی بر تن ندارد. امپراطوری جهانی ، امروزه لباسی از فریب پوشیده است. هنگامی که دولت مردی از سرمایه گذاری در نیجریه صحبت می کند و برای این هدف یک میلیون دلار هزینه می کند ، تاکید می کند که ما متوجه شویم که دولت های غربی چگونه برای کمک به انسان های محتاج ، از اموال خود می گذرند.

جهانی شدن و رفع فقر از فقر

جری ماندر و دبی بارکر

در چند سال اخیر ، سخنان مکرر طرفداران جهانی شدن اقتصاد  را شنیده ایم که می گویند اصلی ترین هدف آنها در پیشبرد جهانی شدن اقتصاد ، فقر زدایی از جهان است.

از  چند دهه گذشاته تا کنون (1970-2000)تقریبا تمامی شواهد ، بر نتایجی خلاف ادعای ظاهری طرفداران جهانی شدن دلالت می کنند. در حال حاظر، به همان اندازه که از سوی مخالفان جهانی شدن به این شواهد استناد شده است، مدافعان سینه چاک آن نیز آنها را طرح می کنند.

بدیهی است که فقر  و فاصله طبقاتی در هر جای این کره خاکی با شتاب خاصی رو به افزایش است. بر اساس یک گزارش منتشر شده از سوی سازمان ملل در سال 1999، فاصله طبقاتی میان فقیر و غنی در داخل کشور ها و بین کشور ها به سرعت در حال گسترش است و تجارت جهانی و سیستم مالی ، یک از دلایل اصلی این امر اعلام شده است.

اکنون پرسش این است: آیا موسسه های جهانی سازی کور کورانه از مدلی شکست خورده پیروی می کنند و یا آگاهانه حرکت می کنند؟

ایده های نو در برابر جهانی سازی

جری ماندر و جمعی از نویسندگان

در دهه های گذشت ، میلیون ها نفر در سراسر جهان به خیابان ها ریختند و در برابر مراکز و نهاد هایی که برای جهانی سازی برنامه ریزی می کنند ، تظاهرات و راهپیمایی به راه انداختند. غول های رسانه ای جهان نیزبه جای اینکه ما را از حقایق و علل این اعتراضلات آگاه سازند، با واژگون کردن واقعیت ها اذهان را از درک حقیقت بازداشتند.بسیاری از سردمداران رسانه ای جهان با بیان این که این معترضان ، «کودکان محروم از امتیازات» هستند اعلان کردند که آنان می خواهند به تجارت جهانی و اتحاد جهلانی خاتمه دهند.

جهانی سازی؛ برده داری مدرن

باشی قریشی

ایده جهانی سازی در کنارمنافع و دستاورد ها خود، در صحنه عمل ، راه را برای توسعه استثمار کشور های فقیر و در حال توسعه و بهره گیریاز منابع ارزشنچمند طبیعی و انسانی آنان هموار کرده است. دکتر قریشی در سخنان خود که در این کتاب به صورت مقاله ای در آمده است، با اشاره به نتایج فرایند جهانی سازی و منافع آن ، معتقد است رهبراین غربی با برچسب های مختلف و اقدامات نظامی و اقتصادی ، هر گونه مقاومت بر سر راه توسعه هژمونی و نظام سرمایه سالاری خویش را به شدت سرکوب می کنند . در سایه مبارزه می توان سنگ بنای دنیای نوینی را گذاشت که در آن هیچ جنگی وجود ندارد و معیار ارزش گذاری هر انسانی ، شخصیت وی خواهد بود و نه رنگ پوست . نژاد او .

جهانی سازی و سقوط آن

واندانا شیوا

جهانی سازی با وعده صلح و رفاه بر جهان تحمیل شد و امروز ما با جنگ و بحران اقتصادی روبه رو هستیم. نه تنها ثابت شده است که رفاه ، فریبی بیش نیست ، بلکه تضمین های  اقتصادی حداقلی مردم و کشور ها نیز به سرعت در حال رنگ باختن است.

جهانی سازی با مقررات زدایی و واداشتن کشور ها به پذیریش قواعد ان ، توانسته است منافع سرشاری را نصیب برخی از شرکت های بزرگ کند ، ولی در مجموع به زیان شرکت های کوچکتری شده است که در این رقابت نا برابر ، توانایی چندانی برای مقابله با این شرکت ها نداشتند. امروزه با افول اقتصاد جهانی ، به روشنی می توان اثر زیان بار جهانی سازی را مشاهده کرد . جهانی سازی در  حقیقت بحثی در باره اقتصاد و بازار نیست، بلکه بحثی است دربارهخ به یاد آوردن انسانیت مشترک ما و نیز خطر فراموش کردن معنای انسانیت.

/ 0 نظر / 18 بازدید